كاشكي...
كاشكي ثانيه ها براي من و تو بود تا مي تونستيم اونارو تا آخرش بشمريم
اونوقت هر وقت پيش هم بوديم ديگه اونارو نمي شمرديم.
كاشكي زندگي به دست تو نوشته مي شد
اونوقت من از تو مي خواستم اونو طور ديگه اي بنويسي.
كاشكي تنهايي فقط يك نقاشي بود
اونوقت من و تو هيچ وقت اونو نمي كشيديم.
كاشكي تو توي چشماي من بودي
اونوقت هيچ وقت چشمامو باز نمي كردم تا هميشه پيشم بموني.
كاشكي عشق يه پرنده بود
اونوقت من اونو به طرف تو پر مي دادم تا تو هم عاشق بشي.
كاشكي من نقاش دنيا بودم
اونوقت به جز تو هيچ چيز ديگه اي نمي كشيدم تا هر وقت به دنيا نگاه كنم تنها تو رو ببينم.
كاشكي زندانبان من تو بودي
اونوقت هيچ وقت زندوني نبودم.
كاشكي هيچ جاده اي نبود تا
اونوقت هيچ وقت تو به سفر نمي رفتي.
كاشكي فقط يك بار به من مي گفتي چقدر دوسم داري
اونوقت ديگه هيچ رويايي نداشتم.
كاشكي هر لحظه منو يادت بود
اونوقت ديگه لازم نبود به من فكر كني.
كاشكي اشكات روي گونه هاي من جاري مي شد
اونوقت ديگه لازم نبود گريه كني.
كاشكي دنيا به اسم من و تو تموم مي شد
اونوقت ديگه هيچ وقت براي نرفتن به آخر دنيا غصه نمي خورديم.
كاشكي دنيا مال من و تو بود
اونوقت بزگترين قلم دنيا رو مي ساختيم و با اون آرزوهامونو مي نوشتيم.
كاشكي فراموش كردن من فقط يك خواب بود
اونوقت هيچ وقت اجازه نمي دادم بخوابي.
كاشكي تو يك گل بودي
اونوقت براي بوييدن تو هيچ وقت سرم رو پايين نمي انداختم.
كاشكي دستات مال من بود
اونوقت هيچ وقت احساس سرما نمي كردم.
كاشكي ستاره ها توي چشماي تو بود
اونوقت بهانه اي براي نگاه كردن به چشماي تو داشتم.
كاشكي دنيا مال تو بود تو هم مال من
اونوقت من هم تو رو داشتم هم دنيا.
كاشكي همه ي فريادها مال من بود
اونوقت به جاي سكوت كردن فرياد مي زدم كه چقدر دوست دارم.
كاشكي لحظه فقط براي يك لحظه مال من بود
اونوقت من اونو به تو هديه مي كردم.
كاشكي همه ي ترانه ها مال من بود
اونوقت برات مي خوندم كه اگه تو رو داشتم ديگه آرزو هيچ معني نداشت.